• تاریخ : ۲۷ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : متن


اصلاحات پدیده ای فرا انسانی و طبیعی به حساب مي‌آيد زيرا محیط زیست انواع موجودات از جمله انسان بنابر یک قانون طبیعی و خارج از اراده پیوسته در حال حرکت، تغییر و تکامل است. بنابراین، همه موجودات از جمله انسان به منظور ادامه بقا و پرهیز از انواع دشواری‌ها به ضرورت باید خود را متناسب و هماهنگ با تحولات و تغییرات شرایط محیط زیست، تغییر و متحول(اصلاح) کنند. صرف نظر ازاینکه ما چه اعتقادات و نظراتی داشته باشیم، باید بپذیریم که همین سازوکار حرکت، تغییر و تکامل در محیط زیست هدایت کننده امور گوناگون حیات اجتماعی انسان‌ها نیز است. بنابرابن، می توان این پرسش را مطرح کرد که چرا با وجود ضرورت طبیعی اصلاحات که برخی سیاست ورزان وطن دوست به درستی آن را درک کرده‌اند، فرایند اصلاحات اجتماعی در عرصه های گوناگون که برآیند مستقیم و بی قید و شرط مدیریت کلان سیاسی است، آنگونه که باید پیش نمی رود؟

معضل از هم‌گسستگي

مروری سطحی در اظهارات، اندیشه ها، عملکرد و دغدغه های فعالان، سیاست ورزان، صاحب منصبان و متنفذان اصلاح طلب، این واقعیت را آشکار می کند که هیچ انسجام یا یکپارچگی میان مدعیان اصلاح طلب وجود ندارد. شايد بتوان گفت حداقل تا حدودی، انسجام میان اصولگرها بیشتر از اصلاح طلبان است. به باور نگارنده تنها دلیل و معنی عدم انسجام میان اصلاح طلبان، عدم وجود اهداف مشترک به حساب مي‌آيدکه برآیند مستقیم تحلیل عینی عرصه سیاسی کشور است.

سه دسته هدف

البته می توان پرسید چرا اصلاح طلبان اهداف مشترک ندارند؟ اهداف مشترک محصول یا تبلور منافع مشترک هستند. بنابراین می توان ادعا کرد، عدم انسجام و سردرگمی در جبهه اصلاح طلبان نتیجه عدم اهداف مشترک است که برآیند مستقیم منافع متفاوت و گاهي متناقض سیاست ورزان اصلاح طلب مي‌شود. به منظور تبیین ادعای فوق مبنی بر عدم وجود اهداف مشترک میان اصلاح طلبان مایليم اصلاح طلبان را به سه دسته یا گروه تقسیم بندی کنم.
۱-دسته ای که معتقدند مرغ یک پا دارد. اعضای این دسته صادق، وطن دوست و دغدغه منافع ملی دارند. اما، این دسته از اصلاح طلبان صرف نظر از اوضاع و احوال عینی عرصه سیاسی معتقدند مدیریت کلان باید یک شکل خاص داشته باشد. یا برای در دست گرفتن سکان مدیریت باید به یک شیوه خاص عمل کرد. اما واقعیت این است که عرصه سیاسی جهان ثابت ریاضی نیست. بلکه عرصه سیاسی جهان امور متغیری است که پیوسته در حال تغییر و تحول هستند. عرصه سیاسی، عرصه جهان متغیرها و امور ناپایدار است.این دسته از وطن دوستان راستین اصلاح طلب فقط به نظریه‌ها و تجربیات موجود از کشورهای توسعه یافته دلبسته هستند. اینکه به این امر بنیادین کمتر توجه می کنند که راهکارها و راهبردهای سیاسی برآیند تعامل انسان‌ها با محیط زیست عینی و روزمره است. اینکه همیشه نمی‌توان راهکارها و راهبردهایی که در زمان ها، مکان ها و فرهنگ های دیگر تولید شده است را بدون قید شرط، به‌روز رسانی یا بومی سازی به کار گرفت. به باور نگارنده یکی از موانع کارآمدی این دسته از وطن دوستان اصلاح طلب عدم خلاقیت نظری است. برای خلق راهکارها و نظریات کاربردی باید شرایط زیست عینی اجتماعی آنگونه که هست تحلیل شود و نه با عینک آرزوها و آرمان‌ها به آن نگاه كرد. به عبارتی راهکارها و راهبردهای کارآمد برآیند تشخیص واقع بینانه امور عینی زمان و مکانی است که در آن زندگی می‌کنیم و نه واردات راهکارها و راهبردهایی از زمان ها، مکان ها و فرهنگ‌های دور دست.

۲- پرنده عصبانی(شخصیت کارتونی). این دسته از اصلاح طلبان بيشتر افرادی هستند که در گذشته در مقاطع گوناگون مناصبی در اختيار داشته، اما بازی سیاسی آن‌ها را به حاشیه ساختار قدرت هدایت کرده است و فاقد درک عینی از مبانی کاربردی سیاست ورزی هستند. یکی از ویژگی‌های این دسته این است که خود را طلبکار می دانند و معتقدند حق آن‌هاست که در ساختار قدرت قرار داشته باشند. بی آنکه متوجه باشند که قدرت سیاسی تبلور و تجمیع خواسته ها، نیازها، اهداف و آرزوهای همه شهروندان ایران زمین است. اینکه مناصب سیاسی حق کسی نیست و اینکه تنها شهروندان هستند که تعیین می کنند چه افرادی شایسته حضور در مناصب سیاسی هستند. به باور نگارنده، برای این دسته از اصلاح طلبان (آرای)شهروندان فقط وسيله رسیدن به مناصب سودآور سیاسی است. گواه این ادعا اینکه اعضای این دسته از اصلاح طلبان فقط هنگام انتخاب‌های گوناگون به سر وقت شهروندان می روند و تلاش می کنند با ترفند های گوناگون آرای آن‌ها را برای تصاحب مناصب گوناگون دریافت کنند و وقتی به مناصب مورد نظرشان رسیدند تا انتخابات بعد ناپدید می شوند. به عبارتی این دسته از اصلاع طلبان زمانی که به مردم نیاز دارند، مردمی می شوند یا سنگ مردم را به سینه می زنند.
۳-بز گر. بز گر به این دلیل که این دسته به اندیشه، نیاز و ضرورت اصلاحات و اصلاح طلبان راستین و وطن دوست بیشترین آسیب را می‌زنند. تبیین و شناساسی این دسته از اصلاح طلب نما ها بسیار ساده است. اعضای این دسته تاجر ان منفعت طلب هستند و عرصه سیاسی را فقط بازار و میدان فعالیت های اقتصادی و تجاری تلقی می کنند. به باور نگارنده، این دسته از اصلاح طلب نماها همانند برخی هم کیشان اصولگر ای‌شان نه تنها ارزشی برای منافع ملی قایل نیستند بلکه افراد بسیار کم سواد و فاقد درک کاربردی از الفبای سیاسی هستند.

نزديكي با اصولگرايان

تنها تفاوت اصلاح طلبان دسته دو و سه با اصولگراهای شیفته مناصب سیاسی سودآور این است که این دسته ازاصلاح طلب نماها؛ نیاز ها، اهداف، آرزوها و خواسته های شهروندان برای اصلاحات را نردبان رسیدن به منافع گروهی و فردی خود قرار داده و برخی از اصولگراها اعتقادات شهروندان را نردبان رسیدن به منافع گروهی و فردی قرار می دهند.

يك ضعف مشكل‌ساز

شاید برای برخی ها قابل قبول نباشد اما باید گفته شود اصلاح طلبان صادق و وطن دوست برنامه یا راهبردی کاربردی برای مدیریت کلان ندارند. چرا که بخشی از یک راهبرد عملی برای مدیریت کلان سیاسی مهار نهادها و افراد رقیب (انتصابی) از طریق جذب آن‌ها در راهبرد مدیریت ملی است. بنیادی ترین مانع کارآمدی عرصه سیاسی این است که مهم ترین اندیشه و هدف اذهان سیاست ورزان حذف رقیب است. این واقعیت کاربردی که رقابت سالم سیاسی نیازمند وجود سازوکاری که مورد پذیرش همه فعالان سیاسی است، مورد توجه اذهان بیشتر فعالان عرصه سیاسی نیست.

نياز فوري

بدون سازوکاری که زمین و قوانین رقابت سالم سیاسی با هدف برطرف کردن انواع چالش های ملی، را مشخص کند، افعال سیاسی فقط اتلاف انرژی انسانی منابع و امکانات ملی و تضعیف امنیت ملی در جهانی بسیار نا امن و پر مخاطره خواهد بود. با وجود چالش های بسیار جدی داخلی، آشفتگی کم سابقه منطقه ای و تحولات سریع فرامنطقه ای، کشور نیازمند راهبرد یکپارچه مدیریت کلان است که بیشتر سیاست ورزان و وطن دوستان پیرامون آن اجماع نظر داشته باشند.

لزوم اصلاح‌اصلاحات

شاید با این گفته مخالفت شود، اما به باور نگارنده، یکی از موانع ایجاد سازماندهی تشکیلاتی میان اصلاح طلبان؛ تناقض خواسته ها، اهداف و آرزوهای مدرن با اذهان سنتی هسته اصلی اصلاح‌طلبان صادق و وطن دوست(دسته ۱) باشد. اذهان سنتی به‌این معنی که مبانی و اصول روابط جوامع گذشته حاکم و هدایت کننده رفتار اجتماعی و سیاسی آن‌ها ست. به عبارتی هر هدف یا خواسته ای مستلزم زیرساخت های فکری و نظری خاص خود است. حل و فصل چالش های ملی در عرصه های مدیریت کلان، اقتصادی، روابط خارجه، آموزشی، فرهنگی و… در جامعه امروز نیازمند سازماندهی تشکیلاتی نیروها در همه سطوح است. پیش نیاز رفتار تشکیلاتی هماهنگ شدن با مقتضیات عینی و ملموس جامعه، منطقه و جهان است.
با در نظر گرفتن شرایط عینی اصلاح طلبان مبنی بر آشفتگی حاکی از عدم انسجام ، فقدان اهداف مشترک و منافع متناقض، مطرح کردن موضوعاتی چون آشتی ملی، دولت سایه و… كمك‌خاصي به عدم انسجام اصلاح طلبان و سرانجام درد و رنج غیر انسانی شهروندان نمی کند.

لزوم تنظيم‌سند اصلاح‌طلبي
 
به باور نگارنده براي آنكه اصلاح طلبان راستین و وطن دوست تنها سپر‌بلاي ناکارآمدی، اشتباهات و موضع سرگرمی سیاست های داخلی اصولگرها نباشند و به منظور کارآمدی و انسجام اصلاح طلبان، برای تاثیر‌گذاری و خردمندانه تر کردن فرایند تصمیم سازی و تصمیم‌گیري در عرصه مدیریت کلان سیاسی و به ویژه روابط خارجه، تنها و تنها دغدغه اصلاح طلبان صادق و وطن دوست باید تدوین سندی عینی و قابل ارزیابی مبنی بر چیستی، ضرورت و چرایی پدیده یا مفهوم اصلاحات باشد.

ويژگي‌هاي يك سند

چنین سند مکتوبی، مرزها، ویژگی عملکرد، انتظارات، اهداف و روش‌های اصلاح طلبی را تعیین می کند. برآیند مستقیم تدوین و وجود سند معطوف به چیستی، ضرورت و چرایی اصلاحات، میدان کنش سیاسی را در اختیار اصلاح طلبان وطن دوست قرار می دهد و اصلاح‌طلب‌نماها را به عرصه اقتصاد و تجارت هدایت می کند، رابطه‌ای مستحکم و پایدار میان شهروندان و سیاست ورزان وطن دوست اصلاح‌طلب(از جناح های گوناگون) ایجاد می‌کند و مهم تر از همه اینکه چنین سندی موجب انسجام درونی اصلاح طلبان راستین و صادق می‌شود. فراموش نشود انسجام پیش نیاز سازماندهی نیروهای فعال سیاسی به منظور تاثیر گذاری و حل و فصل دشواری‌های گوناگون اجتماعی و ملی است. منافع مشترک، انسجام و سازماندهی نیروهاي اجتماعی تبلور قدرت به منظور تحقق اهداف مشترک است.

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما